الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
16
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
و بر آن دلالت دارد . ذَكَّى الرَّجُلُ : در مورد انسان وقتى گفته مىشود كه انسان پير مىشود و بخاطر تجربهها و سختيهايش در زندگى آزموده شده و از هوش دقيقى بهرهمند است از اين جهت هر پيرى - مُذَكِّى - ناميده نمىشود مگر زمانى كه داراى تجارب و تمرينات فكرى باشد . و در ضرب المثل فارسى مىگويند : او دنيا ديده و كارآزموده است ، و به گفتهء سعدى : به كارهاى گران مرد كار ديده فرست * كه شير شرزه برآرد به زير خم كمند و چون اين گونه تجربهها و كارآزمودگيها كمتر در كسى غير از پيران يافت مىشود لذا واژه - ذكاء - در بارهء آنان به كار مىرود و همچنين در بارهء هر چيز دير پاى و گرامى و نجيب ، و از ستوران و شتران هم برگزيده و كلانسال آنها ، و در اين معنى گويند : جرى المذكّيات غلاب « 1 » . ذلل : الذُّلُّ : زبونى و خوارى كه در اثر فشار و ناچارى رخ مىدهد - افعالش - ذَلَّ ، يَذِلُّ ، ذُلًّا - است و امّا - الذِّلّ - حالتى است بعد از دشوارى و سختى و نقطه مقابل صعوبت است و همچنين الذّلّ - يعنى چموشى و توسنى است بدون فشار و زجر ، مىگويند : ذَلَّ ، يَذِلُّ ، ذُلًّا ، خداى تعالى گويد :
--> ( 1 ) در ضرب المثل - جرى المذكّيات غلاب - مذكيه : شتر يا ستورى است كه از كامل شدن دندانهايش يك سال يا دو سال گذشته و - غلاب - مصدر دوّم باب مفاعله از - مغالبه - به معنى چيره شدن و پيروز شدن است گويى كه مىگويد : آن اسب با قوّت و نيرويش پس از چند سال عمر ، بر اسبان ديگر چيره شده بطوريكه دويدن مجدّدش از بار اوّلش بهتر و بار سوّم از بار دوّم بهتر ، پس دويدن و رفتنش - همواره با پيروزى و بردن مسابقه همراه است . اين ضرب المثل در بارهء كسى به كار مىرود كه در مسابقات فضيلت و رقابتها برافزايش برترى مىجويد و به صورت - جرى المذكيات غلاء - هم آمده است يعنى مثل جوانسال نمىدود . مجمع الامثال 1 / 158 - مقائيس اللّغه 2 / 357 .